خرید بک لینک

خب به نظرتون از الان به بعد در مورد چه موضوعی سکوت کنم؟

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: جمعه 27 دی 1398 ساعت: 18:36

لازمه بگم کلی از حرفایی رو که نمیتونم با خانواده یا دوست های دیگه ام در میون بذارم، به دوست هایی که زمینه ی آشناییشون بلاگستان بوده و بعد به دنیای واقعیم پا گذاشتن میگم و از راهنمایی هاشون خیلی استفاد

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: جمعه 27 دی 1398 ساعت: 18:36

ظرف پنیر روزانه رو که الان پر شده بود از شیرینی به دستش داد. در آبیش رو باز کرد و با ذوق به شیرینی های خشک و کیک کاکائویی که به زور کنارشون جا شده بود، نگاه کرد. -مناسبتش چیه؟ +روز پرستار! -نکنه نرس

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: جمعه 27 دی 1398 ساعت: 18:36

من اینجا بس دلم تنگ است

و هر سازی که می بینم بد آهنگ است

بیا ره توشه برداریم،

قدم در راه بی برگشت بگذاریم.

ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟


*مهدی اخوان ثالث

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: جمعه 27 دی 1398 ساعت: 18:36

حتی وقتی که هنوز زنده ایم، دوست داریم وجودمان را مثل سگ هایی که به شیر آتش نشانی شاش می کنند ثابت کنیم. عکس های قابکرده مان را، دیپلم هایمان و کاپ هایمان را که روکشی از نقره دارند به نمایش می گذاریم.

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: جمعه 27 دی 1398 ساعت: 18:36

از یه جایی به بعد انقدر دستت واسه خودت رو میشه که دقیقا می دونی وقتی توی این حال و هوایی چی حالت رو خوب که نه ولی بهترمی کنه. واسه همینه که بقیه فکر می کنن تو خیلی خفنی که دو سانس پشت سر هم ورزش می کن

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: جمعه 27 دی 1398 ساعت: 18:36

یه دونه انار: یه مسئله ای که اخیرا خیلی به چشمم میاد، حرف گوش کردن بیماران آقا اونم وقتی زیر دستم روی یونیت با دهان باز خوابیدنه؛ بدین صورت: - ببینین پوسیدگی دندونتون عمیقه، خب؟ سرشونو پایین بالا میک

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 8:07

گذشته از اینکه از همون دور وقتی طرف رو دیدم، منقبض شدم و توی دلم به خودم و اون زنی که به زور توی باشگاه شماره ام رو گرفت، فحش دادم؛ درک نمی کنم چطور کسی از دختری که سال ها تلاش کرده برای کسب مهارت های

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:34

از کل کل های اخیرم با داداشم میتونم به این اشاره کنم که میاد هی عکسایی که تو باشگاه از خودش گرفته رو نشون میده، یا میاد میگه دست بزن به بازوم ببین چقدر سفته، من مسخره اش میکنم! بعد من خسته از باشگاه م

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:34

دوست خواهرم یکی از عکسای خیلی خوشگل پروفایل خواهرجان رو روی یه شاسی کوچیک چاپ کرده بود و کادوی تولد بهش داده بود. من هم چشمم شدیدا به این عکس بود. هیچی دیگه بالاخره دل رو زدم به دریا و رفتم جلوی روی خ

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:34

صفحه بندی